السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

643

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

فارس فارس : منطقه‌اى گسترده از ايران ، در برگيرندهء جنوب و جنوب غربى اين كشور . از آن به مناسبت در باب زكات نام برده‌اند . ظاهر كلام برخى قدما به استناد روايتى از امام هادى عليه السّلام اين است كه بر اهالى فارس واجب است در زكات فطره خرما پرداخت كنند . 1 بنابر نظر مشهور متأخران ، زكات فطره از قوت غالب مردم پرداخت مىشود و دادن خرما از اين جهت كه غذاى غالب اهالى فارس بوده است ، در روايت به آن امر شده و پرداخت آن مستحب است . 2 فارس فارِس : اسب سوار / سواره ؛ مقابل پياده ( - - ) سواره ) . فارِس به معناى نخست به اسب سوار يا رزمنده‌اى كه همراه خود اسبى را به جبهه آورده است ، اطلاق مىشود . مقابل آن راجل ( - - ) راجل ) قرار دارد . از آن در باب جهاد نام برده‌اند . به قول مشهور ، در جنگ ، از غنيمت ، پياده يك سهم و سواره دو سهم مىبرد كه يك سهم آن براى اسب او است . از برخى قدما ، اختصاص سه سهم به فارِس نقل شده است . 1 فاسد - - ) فساد فاسد شدنى - - ) فساد فاسق - - ) فسق فاصله فاصله : جدايى يا مقدار دورى دو يا چند چيز از هم . از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت ، صلات ، صوم ، حج ، نكاح و احياء موات سخن گفته‌اند . فاصله و موالات : به‌طور كلى در اعمالى كه موالات در آنها شرط است ، فاصله انداختن ميان اجزاى عمل ، بيش از مقدار معمول به صورتى كه موالات را برهم زند ، موجب بطلان آن مىشود ،

--> ( 1 ) . المهذب 1 / 174 - 175 ؛ مختلف الشيعة 3 / 284 * ( 2 ) . الحدائق الناضرة 12 / 279 - 282 . ( 1 ) . الروضة البهية 2 / 405 ؛ جواهر الكلام 21 / 201 .